یک استکان خیال مصور به جای چای
آرامش صدای تو وقتی که می برد
ما را به خلسه های مکرر به جای چای
دیگر به جای واهمه در این سکوت محض
فنجانی از ترانه بیاور به جای چای
در ذهن استکان تهی از کمانچه ام
حتما بریز یک نت دیگر به جای چای
لب تر نکن به تلخی این قهوه خانه ها
برپشته از ملال همین روز مره گی
بگذار روی شانه ی من سر به جای چای
پلکی بزن برای من تشنه تر بریز
یک جفت چشم سبز تر به جای چای
با من بنوش ای غم جامانده در دلم
یک شعر یک خیال مصور به جای چای
:: برچسبها:
شعر,