که به افق خیره شدی چقدر دلبر شدی عزیزم از چشم بد دور باشی واست اسپند دود
کردم راستی چقدر کت قهوه ای که در قسمت دیشب پوشیدی بهت میاد راستی چه خوب
که آرای مردمی آقا مهدی و محمد رو برد بالا ولی حیف آرمان که حذف شد چه صدای جذابی
دارد چه خوب که زورش کردی بخونه طفلی چه اشکی می ریخت چه خوب آقای عظیمی نژاد
آرمان رو حمایت می کند واقعا دستشون درد نکند چه خوب که یک بچه آنقدر درک اش بالا
هست که واسه محمد و مشکلاتی که دارد گریه می کند واقعا آفرین دارد ای جان چه اشکی
ریخت دلم واسش کباب شد راستی تولد آقای حیابی چه با نمک بود چه قدر ذوق زدند چه جالب
توصیف عشق را کردند جالب بود و اونجایی که گفتند چقدر ضربه عشقی خوردند چه با حال بود
چه صبری داشتند خواهرشون فوت کردن و این قدر قشنگ زندگی را توصیف کردند دم شان گرم
برایشان بهترین آرزوها را دارم راستی احسان جونم باز دوباره فعال شدی و استوری های دلبری
می گذاری احسان جونم راه پیشرو کجاست تو بگو هنگم گنگم واقعا نمی دونم باید چکار کنم
تو کمکم کن من دیگه طاقت اینهمه دوری ات رو ندارم دلم واست خیلی تنگ میشه خیال می کردم
هر سال که بگذرد به عشق ات سرد تر میشوم ولی بدتر خیلی عمیق تر و واقعی تر عاشق ات شدم
آتیش عشق ات خیلی شعله ور کشیده دیگه خاموش کردن عشق ات دست من نیست خیلی به صورت
جنون آمیز دوستت دارم اخ اخ اخ می دونم بهم می خندی خدا در لحظه لحظه زندگیم هست من مطمئنم
کسی که عشق تو رو تو سینه من قرار داد حتما کمکم می کند اگر چه ده ساله که گذشته و هنوز ندامت
و این خیلی غم انگیز هست ولی خوب شاید اگر این همه سال نمی گذشت آنقدر روی تصمیم محکم
نیودم دوستت دارم و از گفتنش خسته نمیشوم احسان جونم مواظب خودت باش شب ات خوش این
بار عکس جدید و دلبر ات رو می بوسم از این راه دور تا آرامش بگیرم تا عشق ات عمیق تر در جانم
ریشه کند مواظب خودت باش عزیزم
:: برچسبها:
دلنوشته غم فراق ,