رسیدن بخیر خوش آمدی عشق خوبم چقدر خوب میشه چند ساعت دیگه می بینمت
دلم خیلی بی قرار و آشفته است می ترسم ببینمت انقدر هول بشم
که نگو ..... خدا خودش کمک کند الهی امیدوارم بهت خوش بگذره
البته اگر امکان دیدار من با تو را فراهم کنی خوش میگذرد اگر نه
خوش نمی گذره من دیگه این دفعه طاقت ندارم برگردی دلم میخواد
بمونی بیایی تا آخر عمر در کنار میدونم دیوونه شدم اگر دیوونه نشی
که عاشق نمی شی امیدوارم امام رضا کمک کند الهی من مطمئن هستم
کمکم می کند وای امروز خیلی خسته شدم الان که واسه صد نفر با
مامانم عدسی درست کردیم که بابا ساعت شش صبح می برند پارک
با گروه ورزشی بخورندبابا گفته بودند به من که الناز تو برام درست
کن مامانم حرصشون گرفته بودند گفتم چکار کنم پدر از آشپزی من بیشتر
اعتماد داشته خخخخ کلی سر به سرش گذاشتم ولی این مدل که من درست کردم فکر کنم سیصد
نفر جواب بده خخخخخ دستم به کم نمیاد از گدا بازی خوشم نمیاد دیگه
خلاصه به نیت فاطمه زهرا هم زدم واسه عشقمون دعا کردم امیدوارم
که خوب پیش بیاید الهی الهی الهی راستی الان میری حرم دعا کن
واسه همه ....راستی صبحی رفتم برایت سوغات مشهد خریدم که
فردا برایت بیاورم یک تسبیح خوشگل هم خریدم سنگ چشم نظر
هست واسه عزیزم که کسی چشم ات نزند ای جانم خوب بخوابی
دوست دارم
:: برچسبها:
دلنوشته چشمان بی فروغ,